ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 2
معجم البلدان ( فارسى )
2 - سفرهاى ياقوت و رهآوردهايش : بيشتر عمر 52 سالهء اين دانشمند در سفرها گذشته است . در 22 سال آغازين كه در حال بردگى بسر مىبرد ، به گفتهء خود وى بارها به نجيرم ( معجمد 4 : 764 : 13 ) و بعد به جزيرهء كيش هشت سفر ، رفت و بازگشت ( معجمد چ ع 1 ص 651 : 18 و 19 و 4 ص 216 : 1 ) و از آنجا به عمان ( معجمد چ ع 3 ص 717 ) رفت و آمد داشته و از اين سو به شام و مصر مىرفت . كراچكوفسكى گويد : ياقوت برده ، بسيارى از سفرها را به همراه مالك خود انجام داده است ( كراچوفسكى ص 338 ) ليكن من ( منزوى ) به چنين اشارتى برخورد نكردهام . و حدس مىزنم كه او آگاهانه مالك خود را از ياد مىبرده است . ياقوت گاهى از سفر شبانه در بيابان همراه كاروان سخن مىگويد ، كه مردى از روى ستارهء جدى ايشان را راهنمايى مىكرده است . ( معجمد چ ع 3 : 539 : 1 - 3 ) . گاهى ياقوت جاى سفر خود و تاريخ آن را ياد مىكند و از اين راه ما مىتوانيم مسير سفرهاى او را به روشنى بر روى نقشهء جغرافيا روشنتر سازيم . ياقوت مىگويد : در سال 593 به شهر « آمد » درآمده با شميم حلّهاى آشنا شدم ( معجما 16 : 267 ) پس اين سفر در دوران بردگى او است . متأسفانه اين تاريخ در جاى ديگر به غلط 544 آمده كه سى سال پيش از زاده شده ياقوت است . ( معجما 13 : 51 ) . نيز ياقوت گويد : قاسم پسر حسين در پايان ذىقعدهء 616 در خانهء خودش در خوارزم شعر خود را براى من بر خواند ( معجما 16 : 238 ) . كشاكشى كه ميان او و اربابش رخ داد « 1 » موجب آزادى اجبارى وى شد . مالك در سال 596 او را آزاد و از خود دور كرد . 3 - آزاد شدن و جهانگردى ورّاقانهء ياقوت : ياقوت پس از آزاد شدن ، به كار رونويسى به مزد پرداخت و از نوشتن كتابها سود مادى و معنوى مىجست . پس از مدتى جدائى ، اربابش آشتى كرده ، سرمايه در اختيار وى نهاده او را باز به جزيرهء كيش فرستاد ، و چون بازگشت اربابش درگذشته بود . او با بازماندگان ارباب تصفيه حساب كرد و باقى مانده را سرمايهء كار خود ساخت و به سفر در شهرها كه اكثريت مردم به فارسى سخن مىگفتند پرداخت . او فارسى را تا آنجا بياموخت كه در آثار خود ، پسوند و پيشوند واژهها را جدا مىشناساند . او بخشى از بازرگانى خود را به خريد و فروش كتاب اختصاص داد ، كه در آن روزگار كالايى نيمه اشرافى بود ، و در عمان و كرانهء عربى خليج فارس اكثريت خريداران را گروه خارجيان ضد على ( ع ) تشكيل مىدادند ، پس او تعصب ضد حضرت على ( ع ) ابن ابى طالب پيدا كرد ، زيرا كتابهاى خارجيان را خوانده و بر انديشهء او چيره شده بود . ياقوت مىگويد : به سال 610 در تبريز بوده است ( معجمد چ ع 1 ، ص 822 ) و در 611 در حلب در خانهء قفطى بوده ( معجما ج 6 ص 158 ) سپس در همين سال به مصر رفته دو سال 611 و 612 را در آنجا مانده است ( معجما 1 : 199 ، 5 : 193 ) با خاندان منقذيان ( بنى منقذ ) آشنا شده زندگينامهء چندين تن از اميران و شاعران اين خاندان ضد شيعى اسماعيلى را آورده ، يكى از ايشان بنام مرهف ( 520 - 613 ) را به كتاب شناسى و گردآورى كتابخانهاى بزرگ مىستايد و مىگويد در قاهره در ماه ج 1 ، سال 612 ، از ايشان جدا شدم ( معجما 5 : 243 ) ياقوت زندگينامهء كسانى چون احمد فرغانى ( 327 - 398 ) كه از منابع او است و نيز حسن خطير ( معجما 8 : 100 ) را ، از فرآوردههاى اين سفر بر مىشمرد . ياقوت گويد : پدر اين احمد مردى به نام عبد الله پسر احمد پسر خزيان پسر حامس فرغانى است كه از دوستان محمد پسر جرير طبرى بوده است ، و من زندگينامهء وى را در همين معجم آوردهام ( معجما ج 3 ، ص 105 - 106 ) ليكن ما زندگينامهاى جداگانه براى اين عبد الله در دو معجم ياقوت نمىيابيم . آرى ياقوت در زندگينامهء محمد جرير طبرى از كتابى به نام « صله » نگارش عبد الله پسر احمد پسر جعفر فرغانى ياد مىنمايد كه دنبالهء تاريخ طبرى بوده است ( معجما ج 8 ، ص 100 و ج 18 ، ص 44 ، س 4 ) پس شايد بتوان گمان برد كه اين عبد الله فرغانى همان همسفر طبرى به سال 263 به مصر باشد ، كه در آنجا ماندگار و از طبرى جدا شده تا به سال 327 فرزند او احمد فرغانى در مصر به دنيا آمده باشد .
--> ( 1 ) . متن خلّكان : « ثم جرت بينه و بين مولاه : نبوة او حبب عتقه » . در فقه است كه هر گاه مالك برده را مثله كند ، برده خود به خود آزاد مىشود . ليكن مثله شدن را كه موجب آزادى است ، كسى براى ياقوت نگفته است .